آرشیو برای شعر

شباب عمر عجب با شتاب می گذرد

بدین شتاب خدایا شباب می گذرد

شباب و شاهد و گل مغتنم بود ساقی

شتاب کن که جهان با شتاب می گذرد

به چشم خود گذر عمر خویش می بینم

نشسته ام لب جوئی و آب می گذرد

به روی ماه نیاری حدیث زلف به سیاه

که ابر از جلو آفتاب می گذرد

خراب گردش آن چشم جاودان مستم

که دور جام جهان خراب می گذرد

به آب و تاب جوانی چگونه غره شدی

که خود جوانی و این آب و تاب می گذرد

به زیر سنگ لحد استخوان پیکر ما

چو گندمی است که از آسیاب می گذرد

کمان چرخ فلک شهریار در کف کیست

که روزگار چو تیر شهاب می گذرد

یک نظر بنویسید

نوروزتان خجسته باد

سرانجام امسال هم با تمامی سختی‌ها و شیرینی‌هایش سپری شد و در شرف ورود به سال نو می‌باشیم.

بر آمد صبح و بوی نوروز / به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال / همایون بادت این روز و همه روز

سعدی

norooz

پ.ن: احتمالن هنگامی که این مطلب را می‌خوانید در سفر باشم و این پست رو تنظیم کردم که درست در هنگام تحویل سال دیده شود.

پ.ن۲: سال نیکویی را برای تک تک شما آرزومندم.

یک نظر بنویسید

شعر مورد علاقه‌ام

کم گوی و گزیده گوی چون دُر / تا ز اندک تو جهان شود پُر
لاف از سخن چو در توان زد / آن خشت بود که پر توان زد
مرواریدی کز اصل پاکست / آرایش بخش آب و خاکست

شعر کامل را از این‌جا بخوانید.

یک نظر بنویسید